شمارهٔ ۳۶۶ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خه خه ای جان علیک عینالله
ای گلستان علیک عینالله
اندرا اندرا که خوش کردی
مجلس جان علیک عینالله
برفشان برفشان دل و جان را
در و مرجان علیک عینالله
هیچ جایی نیافت از پی انس
چون تو مهمان علیک عینالله
مرده دل بودهایم در بندت
از همه جان علیک عینالله
پیش خز تا کنیم بر لب تو
بوسه باران علیک عینالله
جان ما کن ز لحن داوودی
چون سلیمان علیک عینالله
باش تا ما کنیم بر سر تو
شکر افشان علیک عینالله
پیش کاست همی برد سجده
بت کاسان علیک عینالله
خاک پایت ز عشق بوسه دهد
جان خاقان علیک عینالله
آنچه گویند صوفیانش «آن»
تویی آن «آن» علیک عینالله
در غلامیت بر سنایی نیست
هیچ تاوان علیک عینالله
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و دلبستگی عمیق به یک معشوق اشاره دارد که به عنوان "عین الله" یا تجلی الهی معرفی شده است. شاعر از زیباییهای معشوق سخن میگوید و احساسات خود را به صورت شیدایی و اشتیاق بیان میکند. او از خوشی و آرامشی که در حضور معشوق تجربه میکند، میگوید و ابراز میکند که هیچکس نمیتواند جایگزین او شود. بوسه زدن به خاک پای معشوق و سجده کردن بر او نشاندهندهی عشق و احترام عمیق شاعر است. در نهایت، شاعر بر این اعتقاد است که عشق به معشوق هیچ هزینهای ندارد و بالاترین سعادت را به همراه دارد.