شمارهٔ ۳۶۸ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای ز آب زندگانی آتشی افروخته
واندر او ایمان و کفر عاشقان را سوخته
ای تف عشقت به یک ساعت به چاه انداخته
هر چه در صد سال عقل ما ز جان اندوخته
ای کمالت کمزنان را صبرها پرداخته
وی جمالت مفلسان را کیسهها بردوخته
گه به قهر از جزع مشکین تیغها افراخته
گه به لطف از لعل نوشین شمعها افروخته
هر چه در سی سال کرده خاتم مشکینت وام
آن نگین لعل نوشین در زمانی توخته
ما به جان بخریده عشق لایزالی را تو باز
لاابالی گفته و بر ما جهان بفروخته
ای ز آب روی خویش اندر دبیرستان عشق
تختهٔ عمر سنایی شسته از آموخته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و قدرت آن پرداخته است. شاعر به زیبایی و کمال معشوق اشاره میکند و میگوید که عشق الهی، عقل و اندوختههای انسانی را زیر سوال میبرد و حتی در لحظهای میتواند زندگانی را دگرگون سازد. معشوق با قدرت عشقش، دلها را میسوزاند و صبر عاشقان را آزمایش میکند. همچنین، شاعر از تأثیرات مثبت و منفی عشق بر انسانها میگوید و نشان میدهد که عشق میتواند هم شادی به ارمغان آورد و هم درد. در نهایت، او عشق را دلیلی برای آگاهی و بینش میداند که در طول عمر انسان تاثیرات عمیق و معنوی بر جای میگذارد.