نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۹ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

باز این چه عیاری را شب پوش نهادستی

آشوب دل ما را بر جوش نهادستی

باز آن چه شگرفی را بر شعلهٔ کافوری

صد کژدم مشکین را بر جوش نهادستی

در حجرهٔ مهجوران چون کلبهٔ زنبوران

هم نیش کشیدستی هم نوش نهادستی

در غارت بی باران چون عادت عیاران

هم چشم گشادستی هم گوش نهادستی

ای روز دو عالم را پوشیده کلاه تو

نامش به چه معنی را شبپوش نهادستی

از جزع تو اقلیمی در شور و تو از شوخی

لعل شکرافشان را خاموش نهادستی

از کشی و چالاکی پیران طریقت را

صد غاشیه از عشقت بر دوش نهادستی

سحرا گه تو کردستی تا نام سنایی را

با آنهمه هوشیاری بی هوش نهادستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به جنبه‌های مختلف عشق و احساسات عمیق انسانی می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌ها و شگفتی‌های عشق سخن می‌گوید و به کیفیت‌های ظریفی که این احساسات به زندگی می‌بخشند اشاره می‌کند. همچنین، او به تضاد میان شور و آشوب دل و آرامش درونی اشاره می‌کند. شاعر به تأثیر عشق بر زندگی انسان‌ها و چگونگی غرق شدن در این حس عمیق تأکید دارد و به نوعی از نقش مهم عشق در شکل‌گیری و تجربه زندگی عارفانه و روحانی می‌پردازد. در نهایت، شاعر با حسرت و عجب به عظمت این عشق و تأثیر آن بر انسان‌ها می‌نگرد.