شمارهٔ ۴۱۲ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای آنکه رخ چو ماه داری
رخسارهٔ من چو کاه داری
آیین دل سمنبران را
بر سیم ز سیب جاه داری
بر عرصهٔ شطرنج خوبی
از لطف هزار شاه داری
در مجمع خیل خوبرویان
چون یوسف پیشگاه داری
هر لحظه رهی دگر نمایی
برگوی که چند راه داری
در شوخی دست برد خواهی
کز خوبی دستگاه داری
گر قتل سناییت گناهست
دانم که بسی گناه داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و دلربایی معشوق است. شاعر به توصیف زیبایی چهره معشوق میپردازد و او را به ماه تشبیه میکند. همچنین، او از مهارتهای معشوق در جلب توجه و تأثیرگذاری بر دیگران سخن میگوید. شاعر اشاره میکند که هر بار معشوق به شکلی جدید و دلنشین خود را نمایش میدهد و در نهایت به گناهانی که ممکن است ناشی از زیبایی و جذابیت او باشد، اشاره میکند. به طور کلی، شعر غنای زیبایی و تاثیر آن بر روابط انسانی را به تصویر میکشد.