نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۸ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی

شور در میراث‌خواران بنی‌آدم زنی

بارنامهٔ بی‌نیازی برگشایی تا به کی

آتش اندر بارمایهٔ کعبه و زمزم زنی

صدهزاران جان متواری درآری زیر زلف

چون به دو کوکب کمند حلقه‌ها را خم زنی

بر سر آزادگان نه تاج گر گوهر نهی

بر سر سوداییان زن تیغ گر محکم زنی

تیغ خویش از خون هر تردامنی رنگین مکن

تو چو رستم‌پیشه‌ای آن به که بر رستم زنی

در خرابات نهاد خود بر آسودست خلق

غمزه برهم‌زن یکی تا خلق را برهم‌زنی

پاکبازان جهان چون سوختهٔ نفس تواند

خام طمعی باشد ار با خام‌دستان دم زنی

ما به امیدی هدف کردیم جان چون دیگران

تا چو تیر غمزه سازی بر سنایی هم زنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی موضوعات عشق، قدرت و زندگی اجتماعی می‌پردازد. شاعر از معشوق خود می‌خواهد که تأثیرگذاری و شوری در دل‌های مردم ایجاد کند و با تأکید بر آزادی و بی‌نیازی، به ظالمین و سوداگران هشدار می‌دهد. همچنین به تشویق به مبارزه و سرسختی در برابر سختی‌ها اشاره می‌کند و بر اهمیت صداقت و پاکبازی در مقابله با دنیا تأکید دارد. در نهایت، شاعر به امیدی که برای هدف‌های خود دارد، اشاره کرده و از معشوق می‌خواهد که به زندگی پرشور و هدف دار ادامه دهد.