نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

هر آن روزی که باشم در خرابات

همی نالم چو موسی در مناجات

خوشا روزی که در مستی گذارم

مبارک باشدم ایام و ساعات

مرا بی خویشتن بهتر که باشم

به قرایی فروشم زهد و طاعات

چو از بند خرد آزاد گشتم

نخواهم کرد پس گیتی عمارات

مرا گویی لباسات تو تا کی

خراباتی چه داند جز لباسات

گهی اندر سجودم پیش ساقی

گهی پیش مغنی در تحیات

پدر بر خم خمرم وقف کردست

سبیلم کرد مادر در خرابات

گهی گویم که ای ساقی قدح گیر

گهی گویم که ای مطرب غزل‌هات

گهی باده کشیده تا به مستی

گهی نعره رسیده تا سماوات

مرا موسی نفرماید به تورات

چو کردم حق فرعونی مکافات

چو دانی کاین سنایی ترهاتست

مکن بر روی سلامی خواجه هیهات

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از حال و هوای خود در محیط خرابات و مستی سخن می‌گوید. او مانند موسی در مناجاتش ناله می‌زند و روزهایی که در مستی می‌گذراند را مبارک می‌داند. او به این نکته اشاره می‌کند که بی‌خود و بی‌خویشتن بودن را بر زهد و طاعات ترجیح می‌دهد. وقتی از قید خرد رها می‌شود، به ساختن جهان نیازی ندارد. در عین حال به نشاط و بازی‌گوشی در محفل‌های مختلف می‌پردازد و به ارتباطش با ساقی و مطرب اشاره می‌کند. او احساس می‌کند که آموزه‌های دینی به وی نمی‌رسد و به نوعی به اینکه زندگی‌اش پر از خوشی و لذت است تأکید می‌کند. در انتها، با توهین به کسی که او را نصیحت می‌کند، می‌گوید که این سخنان فقط بی‌محتوا هستند.