شمارهٔ ۷۱ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چه خواهی کرد قرایی و طامات
تماشا کرد خواهی در خرابات
زمانی با غریبان نرد بازم
زمانی گرد سازم با لباسات
گهی شه رخ نهم بر نطع شطرنج
گهی شه پیل خواهم گاه شهمات
گهی همچون لبک در نالش آیم
گهی با ساتکینی در مناجات
گهی رخ را نهاده بر زمین پست
گهی نعره کشیده در سماوات
چنان گشتم ز مستی و خرابی
که نشناسم عبارات از اشارات
نه مطرب را شناسم از موذن
نه دستان را شناسم از تحیات
شنیدم من که شاهی بنده را گفت
که تو عبد منی پیش آر حاجات
همی گفت ای سنایی توبه ننیوش
که من باشم بپاهم در مناجات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از حال خود در اوج مستی و خرابی سخن میگوید. او در حالتی بین دو دنیا و دو نوع زندگی قرار دارد؛ گاه با غریبان بازی میکند و گاه با فرزندان دست به ساز و نوا میزند. او توصیف میکند که چگونه گاهی با نرمی و گاهی با شدت به راز و نیاز میپردازد. شاعر از سرمست بودن خود صحبت کرده و میگوید که در این حالت نمیتواند بین امور مختلفی که در اطرافش میگذرد تمایز قائل شود. او به اشارههای دینی و روحانی نیز اشاره میکند و از گفتگوی شاهی با خودش سخن میگوید که او را به توبه و دعا دعوت میکند. در نهایت، شاعر در خاصیت مستی و حیرت خود غرق شده و در جستجوی حقیقت و معنای عمیقتری از زندگی است.