نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات

همواره منم معتکف راه خرابات

کردند همه خلق همی خطبهٔ شاهی

چون خیل خرابات بر آن شاه خرابات

من خود چه خطر دارم تا بنده نباشم؟

چون شاه خرابات بود ماه خرابات

گر صومعهٔ شیخ خبر یابد ازین حرف

حقا که شود بندهٔ خرگاه خرابات

بشنو که سنایی سخن صدق به تحقیق

آن کس که چنو نیست هواخواه خرابات

او نیست به جز صورت بی هیئت بی روح

افگنده به میدان شهنشاه خرابات

آن روز مبادم من و آن روز مبادا

بینند ز من خالی درگاه خرابات

شیر نر اگر سوی خرابات خرامد

روباه کند او را روباه خرابات

آن کو «لمن الملک» زند هم حسد آید

او را ز خرابات و علی‌الاه خرابات

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و شیفتگی نسبت به "خرابات" اشاره دارد که نماد عالم عرفان و معنویت است. شاعر خود را در جستجوی حقیقت و عشق به این مکان مقدس می‌بیند و معتقد است که تنها در این فضا می‌تواند به آرامش و حقیقت دست یابد. او از خطرات و مسئله‌های دنیوی می‌گوید و بر این باور است که عشق به خرابات او را از نگرانی‌ها آزاد می‌کند. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که کسانی که به این عالم عشق ندارند، تنها ظاهری بی‌روح دارند و از حقیقت دورند.