نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۳ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ایام چو من عاشق جانباز نیابد

دلداده چنو دلبر طناز نیابد

از روی نیاز او همه را روی نماید

یک دلشده او را ز ره ناز نیابد

بگداخت مرا طرهٔ طرارش از آن سان

پیشم به دو صد غمزهٔ غماز نیابد

چونان شده‌ام من ز نحیفی و نزاری

کز من به جز از گوش من آواز نیابد

رفت‌ست بر دوست نیاید بر من دل

داند که چنو یک بت دمساز نیابد

گشتست دل آگاه که من هیچ نماندم

زان باز نیاید که مرا باز نیابد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر عاشقانه، شاعر به شدت از عشق و وابستگی‌اش به معشوق صحبت می‌کند. او احساس می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند به اندازه‌ی معشوقش او را خوشحال کند و بقیه را چون او نمی‌بیند. دلش به خاطر زیبایی‌های معشوق می‌سوزد و او را در بین سایرین بی‌نظیر می‌داند. همچنین، از ضعف و ناتوانی خود در برابر این عشق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که به خاطر این وابستگی، هیچ چیز دیگری برایش باقی نمانده است. به طور کلی، شاعر در این غزل عمق عشق و درد فراق را توصیف می‌کند.