شمارهٔ ۱۷۴ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
به هفت کشور تا شکر پنج و ده گویم
نبود خواهم ساکن دو روز در یک جای
دو پای دارم چار دگر بباید از آنک
به هفت کشور نتوان رسید بیشش پای
چنان زندگانی کن ای نیک رای
از آن پس که توفیق دادت خدای
که خایند ز اندوهت انگشت دست
چو اندر زمینت آید انگشت پای
مکن در جهان زندگانی چنانک
جهانی به مرگ تو دارند رای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زندگی پرجنب و جوش و پرتحرک شاعر میپردازد. شاعر بیان میکند که نمیخواهد در یک مکان ثابت بماند و به مکانهای مختلف میرود. او میگوید که برای رسیدن به هفت کشور باید شش پا داشته باشد و به گونهای زندگی کند که خدا به او توفیق بدهد. همچنین تأکید میکند که نباید زندگی را به گونهای سپری کرد که دیگران به مرگ او فکر کنند. به طور کلی، شعر به اهمیت تحرک و زندگی فعال اشاره دارد و میخواهد از خواننده بخواهد که با دید مثبت و پرانرژی زندگی کند.