شمارهٔ ۱۹۰ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خسرو از مازندران آید همی
یا مسیح از آسمان آید همی
یا ز بهر مصلحت روحالامین
سوی دنیا زان جهان آید همی
یا سکندر با بزرگان عراق
سوی شرق از قیروان آید همی
«ریگ آموی و درازی راه او
زیر پامان پرنیان آید همی»
«آب جیحون از نشاط روی دوست
اسب ما را تا میان آید همی»
رنج غربت رفت و تیمار سفر
«بوی یار مهربان آید همی»
این از آن وزنست گفته رودکی
«یاد جوی مولیان آید همی»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف آمدن شخصیتهای بزرگ و مهم از نقاط مختلف میپردازد. اول از خسرو مازندران صحبت میکند و سپس به مسیح اشاره میکند که از آسمان میآید. همچنین به روح الامین و سکندر با بزرگان عراق اشاره میکند. شاعر به زیبایی هم از مسیر طولانی و دشواری که باید طی شود، سخن میگوید و با یادآوری دوستی و محبت، این سفر را خوشایند میکند. در نهایت، او به یاد جوی مولیان و لطافتهای آن اشاره دارد که حس نوستالژیک و زیبایی را القا میکند.