نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۲ سنایی

سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد

اندر حکایت خلفا زید باهلی

گفتا که داد مامون یک شب دو بدره زر

بر نغمت سحاق براهیم موصلی

کس کرد و باز خواست دگر روز بدره‌ها

گفتا فساد باشد و نوعی ز جاهلی

«هو ینصرف» لقبش نهادند مردمان

واندر زبان گرفتش هر کس به مدخلی

لاینصرف تویی ز بزرگان روزگار

وینک ز نام خویش مر این را دلایلی

در نحو وزن افعل لاینصرف بود

نام تو احمدست به میزان افعلی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این حکایت به داستانی از مامون و زید باهلی اشاره می‌کند. مامون یک شب دو کیسه طلا به نغمه‌خوانی به نام ابراهیم موصلی می‌دهد و در روز بعد از او خواهان بازپس‌گیری آن می‌شود و می‌گوید که این کار فساد است. در ادامه، بحث درباره لقب‌ها و نام‌ها به میان می‌آید و اشاره می‌شود که نام احمد، که به وزن خاصی در نحو زبان عربی می‌خورد، غیرقابل تصرف است. به نوعی، شاعر بر اهمیت و جایگاه بزرگانی چون احمد تاکید می‌کند و در اینجا به ویژگی‌های زبانی و معنایی آن اشاره می‌کند.