شمارهٔ ۲۸ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
برخیز و برافروز هلا قبلهٔ زردشت
بنشین و برافگن شکم قاقم بر پشت
بس کس که به زردشت نگروید و کنون باز
ناکام کند روی سوی قبلهٔ زردشت
بس سرد نپایم که مرا آتش هجران
آتشکده کرد این دل و این دیده چو چرخشت
گر دست نهم بر دل از سوختن دل
انگشت شود بیشک در دست من انگشت
ای روی تو چون باغ و همه باغ بنفشه
خواهم که بنفشه چنم از زلف تو یک مشت
آنکس که ترا کشت، ترا کشت و مرا زاد
و آنکس که مرا زاد مرا زاد و ترا کشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و longing (دلتنگی) اشاره دارد و به نوعی از زرتشت و قبله او الهام گرفته شده است. شاعر از حسی پر شور و احساساتی عمیق صحبت میکند که به خاطر دوری از معشوقش، به آتش دلتنگی دچار شده است. او به زیبایی معشوقش و شوق چیدن بنفشهها از زلف او اشاره میکند و در نهایت به قضا و قدر اشاره میکند، یعنی اینکه آن کسی که معشوقش را از او گرفته، در واقع او را نیز به دنیا آورده است. شعر تضاد عشق و جدایی را به تصویر میکشد و عمق احساسات انسانی را به نمایش میگذارد.