شمارهٔ ۳۳ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هر که در خطهٔ مسلمانیست
متلاشی چو نفس حیوانیست
هر که عیسیست او ز مریم زاد
هر که او یوسفست کنعانیست
فرق باشد میان لام و الف
این چه آشوب و حشو و لامانیست
چه گرانی کنی ز کافهٔ کاف
این گرانی ز بهر ارزانیست
تن خود را عمارتی فرمای
کاین عمارت نصیب دهقانیست
تا سنایی ز خاک سر بر زد
در خراسان همه تن آسانیست
فتنهٔ روزگار او شدهاند
گر عراقی و گر خراسانیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی تفاوتها و کشمکشهای فرهنگی و هویتی در قلمرو مسلمانان میپردازد. شاعر به تفرقهها و اختلافاتی که میان افراد مختلف وجود دارد اشاره میکند و نشان میدهد که این اختلافات چه تاثیری بر انسانها میگذارد. او از شرایط سخت و فتنههای زمانه سخن میگوید و اشاره میکند که افراد، چه عراقی و چه خراسانی، تحت تأثیر این مشکلات قرار دارند. در نهایت، شاعر بر اهمیت حفظ هویت و نیکو ساختن سرنوشت خود تأکید میکند.