شمارهٔ ۴۳ سنایی
سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بیطمع باش اگر همی خواهی
تا نیفتی ز پایهٔ امجاد
زان که چون مرغ دشتی ز ره طمع
کرد آهنگ دانهٔ صیاد
ناشده حلق او چو حلقهٔ دام
همچو حرف طمع شدش ابعاد
که مصاریع گنج خانهٔ فضل
در کف مالکست یا حماد
راه رو تا به عقل بشناسی
خاک زرگر ز خانهٔ حداد
گر نخواهی ز نرگس و لاله
چهره گه زرد و گه سیه چو مداد
در جهان همچو سوسن عاشق
چهره زیبنده باش و طبع آزاد
زندگی ضعف یک دو روزهٔ تو
آتش فتنه در جهان افتاد
تا ابد بیش ذات پاک ترا
از جهان هیچ کار بد مرساد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به اهمیت بیطمع بودن اشاره دارد و بیان میکند که کسی که از طمع بپرهیزد، از مشکلات و دامهای زندگی دور میماند. شاعر با تشبیه به مرغی که به سوی دانه میرود، هشدار میدهد که طمع میتواند انسان را گرفتار کند. او بر این نکته تأکید میکند که واقعیات و زیباییهای حقیقی در زندگی را باید شناخت و در عین حال از کارهای بد و فتنهها دوری کرد. در نهایت، شاعر توصیه میکند که با طبع آزاد و چهرهای زیبا، به زندگی نگاه کنیم و کمتر به جنبههای منفی آن توجه کنیم.