نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶ سنایی

سنایی غزنوی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به گرمای تموز از سرد سوزش

صد و پنجه مسافر خشک بفشرد

رهی رفت و غلام برده برده

زهی قسمت رهی و ژاله شاکرد

زه ای پستت بمانده ماه بهمن

زهی زنگی زن کیسه کج افسرد

ای شده خاک در تواضع و حلم

زیر پای که و مه و زن و مرد

آز ما گرسنه‌ست سیرش کن

کار را خاک سیر داند کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به گرمای تابستان اشاره کرده و از خستگی مسافران می‌گوید. او به مقایسه وضعیت مسافر و غلام می‌پردازد و به تقدیر از قسمت‌های خوب زندگی اشاره می‌کند. همچنین به تواضع و صبر تأکید کرده و از تمامی انسان‌ها دعوت می‌کند تا با عشق و سخاوت به یکدیگر کمک کنند و نیازمندان را سیر کنند. در نهایت، شاعر به اهمیت اقدام در کنار همدلی و کمک به یکدیگر اشاره می‌کند.