بخش ۲۲ - در بینیازی از غیر خدایتعالی و دست در وی زدن از سر حقیقت سنایی
سنایی غزنوی / الباب الاوّل: در توحید باری تعالی / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
از من و از تو کارسازی را
بیزبانیست بینیازی را
بینیازیش را چه کفر و چه دین
بیزبانیش را چه شک چه یقین
بینیازی نیاز جوی از تو
پاس داری سپاس گوی از تو
به حقیقت بدان که هست خدای
از پی حکم و حکمت بسزای
طاعت و معصیت ترا ننگست
ورنه زی او به رنگ یکرنگست
کی به عقل و به دست و پای رسد
بنده خواهد که در خدای رسد
او تو را راعی و تو گرگ پسند
او ترا داعی و تو حاجتمند
گرگ و یوسف بتست خرد و بزرگ
ورنه زی او یکیست یوسف و گرگ
لطف او را چه مانعی و چه عون
قهر او را چه موسی و فرعون
نفس و افلاک آفریدهٔ اوست
خنک آنکس که برگزیدهٔ اوست
چه عزیزی ز عقل و برخ او را
چه بزرگی ز نفس و چرخ او را
چرخ و آنکس که چرخ گردانست
آسیایست و آسیایانست
حکم فرمان و عقل فرمانگیر
نفس نقاش و طبع نقشپذیر
جنبش چرخ بیسکون زمین
هست چون مور در دم تنّین
مور را اژدها فرو نبرد
گردش چرخ بیخبر گذرد
بیخبروار در مشیمهٔ لا
کرده در کار آسیای بلا
عمر تو دانهوار در دم او
سور تو همنشین ماتم او
نزد تست آنکه از پی شو و آی
کاسهٔ تو چهار دارد پای
جز به فضلش به راه او نرسی
ورچه در طاعتش قوی نفسی
آنکه در خود به دست و پای رسد
کی تواند که در خدای رسد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی روابط بین انسان و خدا میپردازد. شاعر بیان میکند که کارسازی و نیازی میان انسانها و خداوند، بیزبان و فراتر از کفر و دین است. در حقیقت، خداوند بر همهچیز آگاه و حاکم است و انسان باید در طاعت و بندگی او باشد. این عالم، در واقع به دو بخش تقسیم میشود: خیر و شر، و هر یک به شکلی از او ناشی شدهاند. انسان باید به دنبال رضایت خداوند باشد و بداند که بدون لطف او نمیتواند به حقیقت برسد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که برای رسیدن به خداوند، تنها از طریق توکل به او میتوان به نتایج مطلوب دست یافت و انسان با رفتن در مسیر الهی، به کمال و بزرگی میرسد.