نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۶ - من اَمَنَ بطاعته فقد خَسَر خُسراناً مبینا سنایی

سنایی غزنوی / الباب الاوّل: در توحید باری تعالی / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

روبهی پیر روبهی را گفت

کای تو با عقل و رای و دانش جفت

چابکی کن دو صد درم بستان

نامهٔ ما بدین سگان برسان

گفت اجرت فزون ز دردسر است

لیک کاری عظیم با خطر است

زین زیان چونکه جان من فرسود

درمت آنگهم چه دارد سود

ایمنی از قضایت ای الله

هست نزدیک عقل عین گناه

ایمنی کرد هر دو را بدنام

آن عزازیل و آن دگر بلعام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، روبه‌ای به روبه دیگر می‌گوید که با عقل و دانش خود، باید کاری چابک انجام دهد و پیامی به سگان برساند. اما روبه پاسخ می‌دهد که انجام این کار به مراتب بیشتر از دردسرش نیاز به خطر دارد و اگر جانش به خطر بیفتد، هیچ سودی در آن نیست. او سپس به خداوند طلب ایمنی می‌کند و می‌گوید که گاهی ایمنی به معنای گناه است و در نهایت هر دو به بدنامی می‌رسند.