بخش ۳ - اندر کرامت نبوّت سنایی
سنایی غزنوی / الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیهالسّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
گر ملک دیو شد گه آدم
دیو در عهد او ملک شد هم
هیچ سائل به خُشندی و به خشم
لا در ابروی او ندیده به چشم
نو بیننده درّ گوینده
جز از آن در نجسته جوینده
کفر اشهاد کرده بر مویش
عقل دریوزه کرده از کویش
خاکْ پاشان فلکْ نگار از وی
نیمکاران تمام کار از وی
لب و دندان او به منع و عطا
بوده دندانهٔ کلید سخا
لب او کرده در مسالک ریب
روی دلها سوی دریچهٔ غیب
خلق را او ره صواب دهد
سایه را مایه آفتاب دهد
شرفش بهر قال و قیلی را
دحیه کردست جبرئیلی را
جبرئیل از کرامتش در راه
بر مَلک جمله گشته شاهنشاه
چشم روشن شده ز وی آدم
جان او از چنو پسر خرّم
متفرّد به خطّهٔ ملکوت
متوحّد به عزّت جبروت
طیب ذکرش غذای روح مَلک
طول عمرش مدار دور فلک
قدر او بام آسمان برین
خلق او دام جبرئیل امین
تحفهای بوده از زمان بلند
زاده و زبدهٔ جهان بلند
پدرِ ملکبخش عالم اوست
پسرِ نیکبخت آدم اوست
آدم از وی پسر پدر گشته
وز نجابت ورا پسر گشته
جان او بر پریده ز آب و ز گل
دوست را دیده از دریچهٔ دل
دور کن در زمان فزون ز گُلش
شرق و غرب ازل درون دلش
خلق از او برگفته عزّ و شرف
او چو دُر بود و انبیا چو صدف
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف ویژگیها و مقام انسان، به ویژه آدام، میپردازد و او را به عنوان موجودی خاص و از جانب خداوند برگزیده معرفی میکند. در این اشعار، به تضاد میان دیوان و انسانها اشاره میشود و بر اهمیت و کرامت آدمی تاکید میشود. آدم به عنوان نماینده بشریت، دارای توانمندیها و فضایل است که او را از باقی مخلوقات متمایز میسازد. او دارای روحی پاک و نیکوست و به واسطه وجود او، دیگران نیز به سعادت و شرافت میرسند. شاعر با بیان این ویژگیها، عظمت و مقام انسان را در مقابل چالشها و نشانههای دنیوی بیان میکند.