بخش ۳۵ - التّمثّل فی الاشتیاق الی المشهد المعظّم؛ المرأة الصّالحة خیرٌ من الف رجلٍ سوءٍ سنایی
سنایی غزنوی / الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیهالسّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بود در شهر کوفه پیرزنی
سالخورده ضعیف و ممتحنی
بود از اولاد مصطفی و علی
ممتحن مانده بیحبیب و ولی
کودکی چند زیر دست و یتیم
شده قانع ز کربلا به نسیم
زال هر روز بامداد پگاه
کودکان را فگندی اندر راه
آمدی از میان شهر برون
دیده از ظلم ظالمان پر خون
بر ره کربلا باستادی
برکشیدی ز دردِ دل بادی
گفتی اطفال را همی بویید
وین نکو باد را بینبویید
پیشتر زانکه در شود در شهر
بر گرید از نسیم مشهد بهر
شود از هر دماغی آلوده
باد چون گشت شهر پیموده
حظ از این باد جمله بردارید
سوی نااهل و خصم مگذارید
من غلام زنی که از صد مرد
بگذرد روز بار و بردابرد
قدرِ میر حسین بشناسد
از جفاهای خصم نهراسد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در شهر کوفه پیرزنی سالخورده و ضعیف زندگی میکرد که از نسل پیامبر و حضرت علی بود. او به تنهایی و بدون حمایت، سرپرستی چند کودک یتیم را بر عهده داشت. این زن هر روز صبح فرزندانش را در راه میفرستاد و از ظلم ظلمگران غمگین بود. او در پی کربلا ایستاد و درد دلش را بیان کرد، به ویژه بوی خوش نسیم را برای کودکان یادآور شد و از آنها خواست تا از حق و عدالت حمایت کنند. او از شجاعت و بزرگی امام حسین سخن گفت و بر سختیهای پیشرو تاکید کرد.