نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۱ - فصل فی‌الزّهد والحکمة والموعظة والنصیحة سنایی

سنایی غزنوی / الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

عزمت از حضرت نبی و علیست

در لحاف خلاف خفتن چیست

کودکان راست فرش و بستر خواب

مرد را ذوالفقار همچون آب

وقت نامد که از رهِ آزرم

دارد از مهل دوست جهل تو شرم

مهر برکن ز ملک و ملک جهان

زادِ راه از جلال حق بستان

زاد راه تو دان که تجریدست

زانکه تجرید جفتِ توحیدست

تو به توحید کی رسی چو مرید

نازده گام در رهِ تجرید

شو تبرّا ده آفرینش را

تا ببینی عروس بینش را

تو چه دانی عروس بینش کیست

سرِّ صانع در آفرینش چیست

آتشی بر فروز عاشق‌وار

خانه را در بسوز و دود برآر

تا ز دود تو سود چرخ کبود

ترزبان زردروی گردد زود

چار تکبیر کن چو خیرالناس

بر که بر چار طبع و پنج حواس

شاخ دندانهٔ محال بزن

بیخ بتخانهٔ خیال بکن

در ره حق بلای هستی روب

هرچه جز هستی خدای بروب

در جهانی که طبع بر کارست

دیو لاحول گوی بسیارست

چون ز لاحول تو نترسد دیو

نیست مسموع لابه نزد خدیو

دیو دین را ز اعتماد به قول

منهزم کن به سیلی لاحول

دیو دین آنگهی ز تو برمد

که ز تو گند معصیت ندمد

لیک هستی تو در همه کردار

گنده و بی‌طهاره چون مردار

یک جهانند زیر این افلاک

کام پر زهر و خانه پر تریاک

چون زمین پر بزه شود فلکند

چون جهان بی‌مزه شود نمکند

این همه داعیان اللّٰه‌اند

باز آنها که داعی جاه‌اند

نه نمک بلکه شورهٔ خاکند

زان همه بی‌برند و بی‌باکند

همه از آب این دو روزه نهاد

تازه و تر چو رودهٔ پر باد

همه چون نطق گنگ و بی‌معنی

همه چون بانگ نای پر دعوی

سوی جان همچو نیش زنبورند

سوی دل همچو عطسهٔ مورند

زان همه دست و پای آشوبند

که سر و سینهٔ خرد کوبند

بهر نانی هزار بانگ کنند

تا دو تسو مگر دو دانگ کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره جستجوی حقیقت و عمیق‌تر شدن در شناخت خداوند است. شاعر با اشاره به حضرت محمد (نبی) و امام علی (علیه‌السلام) به ما توصیه می‌کند که در مسیر تجرید و ترک تعلقات دنیوی گام برداریم و از جهل دوری کنیم. او بر این نکته تأکید می‌کند که توحید و خلوص نیت از اصول مهم راه شناخت خداست. همچنین، شاعر از دیوهای درونی و دنیوی صحبت می‌کند که مانع دستیابی به خدا و حقیقت هستند و پیشنهاد می‌دهد که باید این موانع را کنار بزنیم. در نهایت، به نقد داعیان دروغین و محتوای توخالی آن‌ها اشاره دارد و خواستار تلاش واقعی برای درک عمیق‌تر از زندگی و معنای آن می‌شود.