بخش ۴۴ - فیالاجتهاد و طلبالتقوی سنایی
سنایی غزنوی / الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیهالسّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عبداللّٰه رواحه یارِ رسول
کرده بودی ورا رسول قبول
بود یار گزیده در همه کار
اختیارِ محمّد مختار
برِ سیّد حقوق صحبت داشت
یک زمان خدمتش فرو نگذاشت
آن زمانی که جبرئیل امین
آیت آورد بر رسول گزین
که بُوَد امّت ترا ناچار
بر جهنم به جمله راهگذار
نیک و بد واردند بر آتش
خواه خوش دلنشین و خواه ناخوش
چون شنید این حدیث عبداللّٰه
گفت درمانده گیر واغوثاه
رفت در خانه و برون نامد
عوش از آب چشم خون آمد
زن ورا گفت خیز و بیرون رو
تخمهایی که کشتهای بدرو
عیب باشد به خانه اندر مرد
مرد را کار و شغل باید کرد
مرد گفتا چو این شنیدم من
طمع از خویشتن بریدم من
جهد آن کرد بایدم لابد
که کنم حاجزی چو کوه اُحد
که ضعیف است مر مرا ترکیب
هست دردِ نهیب و نار مهیب
مگر از شرع چارهای سازم
تا در آتش چو روی نگدازم
آیت آمد دگر که یافت فَرَج
آنکه را حیلتست ثمّ ننج
الذین اتقوا وراست نجات
زنده دانش وگرچه از اموات
گفت بیتقوی ار گران باریم
راه تقوی مگر به دست آریم
راه تقوی رویم و نندیشیم
که ز یاران به منزل پیشیم
کانکه بیتقویست در رهِ دین
آدمی نیست هست دیو لعین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
عبدالله رواحه، یکی از یاران رسول الله بود که در تمام امور او را یاری کرد. او پیامی شنید از جبرئیل که هشدار میداد که همه انسانها به جهنم خواهند رفت، چه نیکوکار و چه بدکار. این پیام عبدالله را به شدت نگران کرد و او برای نجات خود به فکر چارهای افتاد. همسرش به او گفت که باید تلاش کند و از خانه بیرون برود. عبدالله تصمیم گرفت که در جستجوی راه نجات باشد و به تقوا روی آورد، زیرا میدانست که تنها با تقوا میتواند از آتش جهنم در امان باشد. او در نهایت فهمید که باید در مسیر تقوا گام بردارد و به یاران خود نیز یادآوری کند که بی تقوایی باعث سقوط انسان به جهنم میشود.