نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰ - اندر صفت شاهدان گوید سنایی

سنایی غزنوی / الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شاهد پیچ پیچ را چکنی

ای کم از هیچ هیچ را چکنی

ای دو بادام تو چو گوز گرو

مانده از دست کودکان در گو

چه کنی باد چون وفاجویان

عمر در وعدهٔ نکورویان

شاهدان زمانه خرد و بزرگ

چشم را یوسفند و دل را گرگ

نقش پر آفتند چینی‌وار

چشم را گل دهند و دل را خار

باز از این دلبران عالم سوز

عشقشان آتش است و دلها کوز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت شاهدان می‌پردازد و به تضاد بین ظاهر و باطن آنها اشاره می‌کند. شاعر به زیبایی‌های ظاهری (چون چشمان زیبا) و در عین حال درد و رنجی که این زیبایی‌ها به دل می‌آورند، اشاره کرده و به عشق و آتش سوزان آن اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که عشق به این دلبران همواره انسان را در آتش احساسات می‌سوزاند.