نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۹ - اندر مذمّت شراب گوید سنایی

سنایی غزنوی / الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

مرد دینی شراب تا چکند

بط چینی سراب تا چکند

چیست حاصل سوی شراب شدن

اوّلش شرّ و آخرش آب شدن

کرده‌ای تو به خاک کوی گرو

نرخ عمرش چو باد خویش دو جو

تو بدان آب دل مگردان خوش

کو از آن آب رفت در آتش

همچو فرعون شوم گردن کش

کز ره آب رفت در آتش

وآتشی کان بودت لونالون

تکیه بر آب روی چون فرعون

گرچه بر روی قلزم از رشتی

بر سر بحر می‌رود کشتی

مثل خمر خوارهٔ پیوست

نزد عاقل کزین میانه بجَست

هست چون حقّه‌باز بی‌آزار

کرده هنگامه بر سرِ بازار

در دل از سرِّ او سروری نه

هرچه او داد جز غروری نه

چون کند عربده ولی شکنست

ور سخاوت کند دروغ زنست

مست کو را دو خوش سخن باشد

نور صبح دروغ‌زن باشد

مست چون صبح کاذبست به فعل

روز و شب همچو جاذبست به فعل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به نقد و بررسی رویکردهای مذهبی و عواقب نوشیدن شراب می‌پردازد. گوینده به دوگانگی‌های زندگی اشاره می‌کند، از جمله شر و آب شدن در مسیر شراب. او به تمثیل‌هایی از فرعون و عواقب تلخ آن‌ها اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که برخی افراد تنها در ظاهر سخاوتمند هستند، در حالی که در باطن از غرور و فریب خالی‌اند. در نهایت، او نوشیدن شراب را به عنوان یک حالت کاذب و فریبنده توصیف می‌کند که نمی‌تواند به واقعیات زندگی راه ببرد. این شعر از افکار عمیق و نقد اجتماعی برخوردار است و به عواقب ناگوار وابستگی به لذت‌های زودگذر اشاره می‌کند.