نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۴ - اندر نقص دنیا گوید سنایی

سنایی غزنوی / الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دنیی ارچه ز حرص دلبر تست

دست زی او مبر که مادرِِ تست

گر نه‌ای گبر پس به خوش سخنیش

مادرِ تست چون کنی به زنیش

همچو قرعه برای فالش دار

گه بیندازش و گهی بردار

گرچه گزدم ز نیش بگزاید

دارویی را همت به کار آید

مار اگرچه به خاصیت بدخوست

پاسبانِ درخت صندل اوست

چون ز بانگ سگان شوی دلتنگ

سنگ برگیر و ده سگان را سنگ

وآن سگی را که کرد پای افگار

نان بی‌سوزنش مده زنهار

مورکی را اگر بیازاری

چیره گردی به ظلم و خون‌خواری

از پی رستن از سرای خسان

حیله کن لیک بد به کس مرسان

با خسان خود نشست و خاست مکن

قطع کردن ز خس رواست مکن

پس اگر ناگهی درافتادی

سازگاری بهست و دل شادی

باش بر دست راست همچو بهشت

دوزخ از دست چپ شناس و کنشت

باز بر دست راست رَو چونان

بافر و دست دست دستان مان

راست بر دست راست رَو رستی

ورنه کج رَو چو عهد بشکستی

من ندیدم سلامتی ز خسان

گر تو دیدی سلام من برسان

چون ترا گشت نوش وحدت بیش

بده آن نوش را به حدّت نیش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است درباره دوستی، فریب و خطر در زندگی. شاعر به این نکته اشاره دارد که زندگی پر از حرص و طمع است، و باید مراقب بود که از دست عزیزان جدا نشویم. به ازای بدی‌ها باید با نیکی مقابله کنیم و از آسیب رساندن به دیگران پرهیز کنیم. همچنین، اشاره به تقابلی بین خوبی و بدی، و نیاز به انتخاب درست در شرایط دشوار دارد. در نهایت، شاعر تاکید می‌کند که باید با حکمت و تدبیر عمل کرد تا از خطرات و خیانت‌ها دور بمانیم.