بخش ۲۳ - فی حفظ اسرارالملک و کفایته و کتمانه سنایی
سنایی غزنوی / الباب الثامن ذکرالسطان یستنزلالامان / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
با سلاطین چو گفت خواهی راز
وقت آنرا بدان چو وقت نماز
کن مراعات شاهِ بدخو را
چون زن زشت شوی نیکو را
شه چو بر داردت فکندش باش
چون ترا خواجه خواند بندهش باش
دستت از داد پایگاه بنه
ور ترا سر دهد کلاه بنه
هر سری کو ز شه کله جوید
پای خود زان میان ره جوید
پادشاه ار ترا برادر خواند
دان که در قعر دوزخت بنشاند
چون بگفت این ملوکوار سخن
پس به خود گفت هوشدار ای تن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان نکاتی درباره رفتار با سلاطین و دیکتاتورها پرداخته است. او میگوید که در برخورد با افراد سلطنتی باید احتیاط کرد و به آنها احترام گذاشت، حتی اگر رفتار خوبی نداشته باشند. همچنین هشدار میدهد که اگر کسی خود را در برابر پادشاه نشان دهد یا به او نزدیک شود، باید مراقب عواقب آن باشد، زیرا ممکن است به ذلت و بدبختی دچار شود. در نهایت، شاعر از خود میخواهد که مراقب باشد و هوشیار بماند.