بخش ۱۰ - اندر تفضیل سخن خویش گوید سنایی
سنایی غزنوی / الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
از همه شاعران به اصل و به فرع
من حکیمم به قول صاحب شرع
شعر من شرح شرع و دین باشد
شاعر راست گوی این باشد
قسم من دان ز جملهٔ شعرا
از پیمبر من از خدای آلا
قدر من کم کند عدو گه گاه
چون دبیران ز نقش بسماللّٰه
کی شود ز آفت دبیر و قلم
قدر بسماللّٰه از دو مُدبر کم
کس بنگرفت ماهی از تابه
دیو باشد مقیم گرمابه
حایض او من شده به گرمابه
ماهی او من طپیده در تابه
مرغ خانه که اندر آب افتاد
دان که در ورطهٔ عذاب افتاد
بندهٔ دین و چاکر ورعم
شاعری راست گوی و بیطمعم
همچو آبم به هرکجا باشم
تا نیابی گرانبها باشم
من شناسم که چیست نور شراب
که بسی خوردهام غرور سراب
آب نایافته گران باشد
چون بیابند رایگان باشد
آب چون کم بود به جان جویند
چون بیابند کون بدان شویند
آنگهی کاب را عزیز کنند
در زمان جای او گمیز کنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به مقام و جایگاه خودش به عنوان یک حکیم و شاعر اشاره میکند. او بر این باور است که شعرش باید در خدمت شرح دین و اصول شرع باشد. شاعر خود را از دیگر شاعران متمایز میداند و بر ارتباطش با پیامبران و خدا تأکید میکند. او به دشمنانش اشاره میکند که گاهی تلاش میکنند ارزش او را کم کنند، اما میگوید که ارزشهای واقعی مانند نام خداوند هرگز کم نمیشوند. شاعر به تشبیههایی از زندگی و طبیعت میپردازد و بیان میکند که در دنیای سخت باید به اصول و ایمان پایبند باشد. در نهایت، او تأکید میکند که ارزش حقیقی در درک و شناخت دین نهفته است و در زندگی همچون آب، باید خود را در دسترس و مفید نگه داشت.