نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۱ - اندر مدح خواجهٔ عمید احمدبن مسعود تیشه و وصف حال خانه‌ای گوید که از جهت حکیم سنایی کرده بود و اسباب مهیّا گردانیده سنایی

سنایی غزنوی / الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دوستی مخلص اندرین شهرم

کرد از صدق و دوستی بهرم

خانه‌ای بهر من به رحمت دل

کرد و یک دست جامه خانه ز ظل

سقف او وقف خانهٔ افلاک

خوانده در صحن مالک‌الاملاک

خشت او از بهشت داده خبر

خاکش از باد و آب برده اثر

از برای دلِ منِ رنجور

کرده یک دست جامه خانه ز نور

این نه عیبست نزد هشیاران

زانکه بس خفته‌اند بیداران

هست تنهایی اندرین منزل

حجرهٔ جان و سبز خانهٔ دل

من به تنهایی اندرین بنیاد

با دلی پر ز غم نشستم شاد

من درین خانهٔ خجسته نهاد

بودم از پشت عقل و روی نهاد

نقش آن خانهٔ بهی بارش

خلل بام بود و دیوارش

واندر آن خانه مونس از همه کس

سایهٔ خانهٔ من و من و بس

خانه تاریک و مرد بی‌مایه

سایه‌ای باشد از بر سایه

مونس من درین چنین خانه

خاطر تیز و عقل فرزانه

اندرین خانه بی‌شر و شورم

راست خواهی چو مرده در گورم

هر سخن کان به جای خود باشد

کاتب الوحی آن خرد باشد

در تماشای فکرت از اغیار

سایهٔ خانه هم نیابد بار

نبود همچو موش مرد سخن

سایه پرورد و خانه ویران‌کن

مرد قانع نه مرد لوس بُوَد

کز طمع گربه چاپلوس بُوَد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به دوستی مخلص و محبت‌آمیز خود اشاره می‌کند که برایش خانه‌ای ساخته و برای او آسایش و زیبایی فراهم کرده است. این خانه با ویژگی‌های خاص و محبت‌آمیز توصیف شده و به نوعی نماد دلبستگی و آرامش است. شاعر در عین حال از تنهایی و غم درونی خود نیز سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که در این خانه به ظاهر خوشبخت، هنوز دلی پر از غم دارد. او به ارزش دانش و خرد اشاره می‌کند و می‌گوید که سخنانی که در جای خود مطرح شوند، ارزشمند هستند. در نهایت، شاعر به قناعت و دوری از طمع اشاره می‌کند و بینش عمیق خود را از زندگی و دوستی‌ها بیان می‌دارد.