بخش ۱۳ - در قناعت و انزوای خویش گوید سنایی
سنایی غزنوی / الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای که در زیر طبع گردونی
چند گویی مرا که از دونی
با چنین گنج در چنین گنجی
چه گنه گنج را تو ناگنجی
رنج با گنج و زحمت نااهل
چون بریدی طمع ترا شد سهل
زحمت خود ز اهل عصر بکاه
هرچه خواهی ز خالق خودخواه
خلق را جمله صورتی انگار
هیچی از هیچ خلق طمع مدار
جُرم من اندرین چه میدانی
چون بدیدی کمال نادانی
نرسد در ولایت دل خویش
هیچ بیحوصله به حاصل خویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به فردی که زیر تاثیر دنیا و مادیات است، تذکر میدهد که به جای نگرانی از وضعیت خود و سرزنش دیگران، باید به گنجینه واقعی درون خود توجه کند. او میگوید که اگر به زحمت و رنج دست زدن، در نهایت به نتیجه دلخواه نخواهد رسید و بهتر است که از خالق خود بخواهد و از مردم توقع نداشته باشد. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که هیچ با ارزش یا کمالی از جایی غیر از خود فرد به دست نمیآید و افراد نباید به چیزهای بیارزش دل ببندند. به طور کلی، پیام این شعر دعوت به خودشناسی و اتکا به تواناییهای درونی است.