بخش ۱۶ - التمثیل سنایی
سنایی غزنوی / الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
از پی نای و چنگ بوالخداش
خانهای تنگ ساخت بوالنباش
تا همی گربه نای دارد و چنگ
موش را چیست به ز خانهٔ تنگ
تا بود گربه مهتر بازار
نبود موش جلد دوکاندار
تا بود گربه در کمان کمین
موش را گلشن است زیر زمین
تیز کرده است ای خردمندان
گربهٔ مرگ چنگل و دندان
تا کرا همچو موش دریابد
سوی جانش چو گربه بشتابد
اندرین کارگه به روز و به شب
چنگلش تابدار و جان در تب
چون ز تاب و تبت کشید به دم
از وجودت ربود سوی عدم
مینوازد همی ترا الحق
آن طبیب طمع خر احمق
مینداند ز روی کم عقلی
پشت معنی نمود بینقلی
چنگ و دندان چو مرگ دریازد
موش را گربه هیچ ننوازد
پیشوای کسی که بنده بُوَد
پند او از نبی بسنده بُوَد
با تن دردناک و با دل ریش
نرسد کس به کامهٔ دل خویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به مضامین اخلاقی و فلسفی میپردازد. در آن داستان گربه و موش به عنوان نمادهایی از قدرت و ضعف در زندگی انسانی مورد بررسی قرار میگیرد. گربه نماد قدرت و تسلط است که در کمین موش باقی میماند، در حالی که موش نماد ضعف و بیپناهی است. شاعر به خردمندان هشدار میدهد که گربه (قدرت) همواره در پی گرفتن موش (ضعف) است و هیچ رحمی در دل آن ندارد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که انسانها به دلیل نادانی و عدم درک عمیق از مسائل، ممکن است در دام قدرت بیفتند و زندگیشان را از دست بدهند. او همچنین به اهمیت پند از پیشوایان و نبیها اشاره میکند و بیان میکند که هیچکس نمیتواند به آرزوهای درونیاش دست یابد در حالی که در درد و رنج است.