نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۱ - من عرف نفسه فقد عرف ربه سنایی

سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بگذر از وهم و این سخن بگذار

کی بود وهم مدرک اسرار

دل تواند یکی مطالعه کرد

لوح اسرار قرب مبدع فرد

هر چه عین کمال معرفت است

خاص دل‌راست‌کاین‌بهین‌صفت‌است

دل چو در عالم بشر باشد

زان معانیش کی خبر باشد

تا مکاشف نگشت نتواند

که از آن نقطه‌ای فرو خواند

تا مجرد نشد زفعل ذمیم

حق خطابش نکرد «قلب سلیم»

بشریت چو از تو دور شود

آنچه عین دل است نور شود

چون شود کشف سر عالم غیب

زود معنی نهندت اندرجیب

چون بیابی حقیقت اخلاص

ره کنی قطع تا سرادق خاص

بر بساط جلال بنشینی

آنچه بینی به چشم دل بینی

گر تو خود را در آن جهان فکنی

فرش عزت برآسمان فکنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به مفهوم رسیدن به درک عمیق و شناخت اسرار هستی اشاره دارد. نویسنده تأکید می‌کند که تنها دل می‌تواند به مطالعه و درک این اسرار بپردازد و شناخت واقعی از طریق تجربه و مکاشفه به دست می‌آید. تا زمانی که روح از دنیای مادی جدا نشود، نمی‌تواند به حقیقت برسد. انسان باید از ویژگی‌های دنیوی خود فاصله بگیرد تا به نور و کیفیات معنوی دست یابد. وقتی که به حقیقت اخلاص رسید، می‌تواند در جایگاه جلال و عظمت قرار گیرد و با چشم دل، واقعیات معنوی را مشاهده کند.