نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۹ - کل نفس ذائقة الموت ثم الیناترجعون سنایی

سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

هر که آمد در این سرای غرور

همدمش محنتست و منزل‌گور

کو زپیغمبران مسیح و کلیم‌؟

آدم و شیث و نوح و ابراهیم‌؟

یونس ولوط و یوسف و یعقوب

صالح و هود و یوشع و ایوب

یا کجا خواجهٔ سراچهٔ کل

خاتم انبیا چراغ رسل

کو ابوبکر و عمّر و عثمان

کو علی شیر کردگار جهان

بشر حافی و بوسعید کجاست‌؟

شبلی و شیخ بایزید کجاست‌؟

از حکیمان عهد ارستون کو

ارسطاطالس و فلاطون کو

ازشهان کیان جم و هوشنگ

یا فریدون با فر و فرهنگ

کو منوچهر و ایرج و نوذر

بهمن و کیقباد و اسکندر

یا زگردنکشان تهمتن کو

گیو وگودرز و طوس و بیژن‌کو

این همه صفدران قلب شکن

سام و دستان و نیرم و قارن

همگان خفته‌اند در دل خاک

آن یکی خرم آلا دگر غمناک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع گذر زمان و فناپذیری انسان‌ها اشاره دارد. شاعر در بیان می‌کند که هر کسی که به این دنیا قدم می‌گذارد، با درد و رنج همراه است و در نهایت به گور می‌رود. سپس نام بسیاری از پیامبران و شخصیت‌های بزرگ تاریخ را ذکر می‌کند و یادآوری می‌کند که همه آنها نیز در نهایت به خاک رفته‌اند. این بیان حاکی از این است که جهانیان، حتی شخصیت‌های بزرگ و مورد ستایش، همگی در برابر سرنوشت مرگ تسلیم هستند و در دل خاک خفته‌اند. این موضوع به نوعی هشدار درباره عدم ماندگاری زندگی و اهمیت لحظه‌های آن اشاره دارد.