نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۶ - انما اموالکم واولادکم فتنه سنایی

سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چه کنی عیش با زن و فرزند؟

ببر از جمله دل‌، بدو پیوند!

چه نشینی میان قومی دون‌؟

چه بری سر، زبند شرع برون‌؟

ای ستم کرده بر تو شیطانت

مانده در ظلمت سقر جانت

تا زشیطان خود شوی ایمن

شرع را شحنهٔ ولایت کن

گر شریعت شعار خودسازی

روز محشر کنی سرافرازی

هر که بد کرد زود کیفر برد

وآنکه بی شرع زیست کافر مُرد

گرنه‌ای هرزه گرد و دیوانه

تاکی این ترهات و افسانه

شعر بگذار و گرد شرع درآی

که شریعت رساندت به خدای

بند بر قالب طبیعت نه

پای بر منهج شریعت نه

لقمه از سفرهٔ طریقت خور

می‌زخمخانهٔ حقیقت خور

یا خضر شو گذر به دریا کن

یا چو عیسی سفر به بالا کن

زآن سوی چرخ تکیه جای طلب

برتر از عقل‌، رهنمای طلب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی اهمیت پیروی از شریعت و دوری از وسوسه‌های شیطانی می‌پردازد. شاعر از فرد می‌خواهد که به جای خوش‌گذرانی با زن و فرزند در دنیای دون، خود را از بند شیطان رها کند و با پیروی از اصول شرع، به روشنایی هدایت یابد. او هشدار می‌دهد که هر کس در زندگی خود به دور از شریعت عمل کند، سرانجام به کیفر عملش دچار می‌شود. همچنین به مخاطب توصیه می‌کند که به جاهای والا و معنوی برسد؛ یا به مثل خضر دریا را در نوردد یا مانند عیسی به آسمان برود. در نهایت، شاعر بر اهمیت دوری از افکار بی‌محتوا و برقراری ارتباط با حقیقت و خدا تأکید می‌کند.