نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۷ - و ان علیک لعنتی الی یوم الدین‌ سنایی

سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

تا توانی به گرد کبر مگرد

با عزازیل بین که کبر چه کرد؟

آب طاعت برید از جویش

نیل لعنت کشید بر رویش

بود آدم که کرد یک عصیان

روز و شب «ربنا ظلمنا» خوان

چون بیفزود قدر و عزت او

داد «ثم اجتباه» خلعت او

هرکه خود را فکند بر در او

در دو عالم عزیز شد بر او

خویشتن را شناس ای نادان

تا مشرف شوی چو عقل و چوجان

اندرین ره که راه مردانست

هر که خو‌د فکند مر‌د آنست

آنکه او نیست‌گشت‌، هستش دان

آنکه خو‌د دید، بت پرستش دان

بی‌خبر زان جهان و مست یکیست

خویشتن بین و بت پرست‌یکیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به اهمیت تواضع و شناخت خود اشاره دارد. شاعر به ما می‌آموزد که انسان نباید مغرور و متکبر باشد، زیرا تکبر باعث سقوط و لعنت می‌شود. او به داستان آدم اشاره می‌کند که بر اثر عصیان و نافرمانی دچار سقوط شد، اما در نهایت با توبه و دعا به عزت و مقام رسید. همچنین، متن به این نکته اشاره دارد که هرکس خود را بشناسد و در راه درست قدم بردارد، در این دنیا و آخرت عزیز خواهد شد. در نهایت، شاعر بر این باور است که خود را شناختن و از بت‌پرستی دوری کردن، کلید دستیابی به حقیقت و سعادت است.