نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۸ - فصل در مذمّت مرائی و ریائی سنایی

سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صفت آنکه داردش حق دوست

هر چه جز حق بود همه بت‌اوست

دان که آنجا که شرط بندگی است

بهترین طاعتی فکندگی است

تا تو خود را نیفکنی زاول

نکنندت قبول هیچ عمل

تات باشد به کنج زاویه جاه

برگرفتی به قعر هاویه راه

نیست شو در رهش که راه این است

در بن چاه شو که جاه این است

از پی آنکه زاهدت خوانند

صوفی چست و عابدت خوانند،

ظاهر آراستی به حسن عمل

باطن انباشتی به زرق و حیل

نه غلط گرداب خطات افتاد

این خطابین‌ که از کجات افتاد

رهروان را روش چنین نبود

در طریقت طریق این نبود

نشود گر کند به آب گذر

قدم راهرو به دریاتر

وربگیرد همه جهان آتش

دامنش را نسوزد آن آتش

نقد دل قلب شد در این بازار

کودلی در جهان تمام عیار؟

دل که او دار ضرب عشق ندید

روی اخلاص و نقش صدق ندید

ای زنقد وجود خویش به شک

خیز و بنمای نقد خود به محک

تاببینی توکم عیاری خویش

زین چنین شور و زشت‌کاری خویش

به زبان خیره لاف چند زنی‌؟‌!

لاف نیز از گزاف چند زنی‌؟‌!

چند گویی که من چنین کردم‌؟

اول شب به روز آوردم‌؟

طاعت روزم اینچنین بودست‌؟

تیره‌شب ،‌سوزم‌اینچنین‌بودست‌؟

در نماز و نیاز خاشع باش

در قیام و قعود خاضع باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بیان ویژگی‌های بندگی خدا و اهمیت خلوص نیت در عمل می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که هر چیز غیر از حق، بت و معبود انسان‌هاست و بندگی واقعی در فانی شدن در حق است. تا زمانی که انسان خود را از «دنیای ظاهر» و «جاه» جدا نکند، هیچ عملی از او پذیرفته نخواهد شد. در این مسیر، زهد و ظاهرسازی نه تنها کافی نیست، بلکه باطن باید از زرق و برق عاری باشد. کسی که در این راه گام برمی‌دارد باید از خودخواهی و ریا دور باشد و قلبش باید عاری از عشق‌های کاذب و ناپاک باشد. شاعر به فرد یادآوری می‌کند که دروغ و لاف زدن درباره اعمال خود بی‌فایده است و انسان باید در عبادت و نیایش خاشع و خاضع باشد. در نهایت، او تأکید می‌کند که دل باید در این مسیر به صداقت و اخلاص دست یابد تا در این "بازار عشق" موفق شود.