نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۵ - کل یوم هو فی شأن سنایی

سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

این مثل در زمانه معروف است

که عملها به وقت موقوف است

باش راضی بدانچه او دهدت

گر همه زشت‌، ورنکو دهدت

نیک و بد نفع و ضر و راحت ورنج

کز تو بگذشت در سرای سپنج‌،

یا چو افسانه‌ایست یا خوابی

یا چو در بها روان آبی

حاصل عمر جز یکی دم نیست

و آن دم از رنج و غم مسلم نیست

نفسی کز تو بگذرد آن رفت

در پی آن نفس نه بتوان رفت

کوش تا آن نفس‌که آید پیش

نشود از تو فوت ای درویش

از سر نفس خیز بهر خدای

تا شوی روشناس هردوسرای

در ره عشق او بلاکش باش

همچو ایوب در بلا خوش باش

چون در آید بلا، مگردان روی

روی درحق کن و «‌رضینا» گوی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به اهمیت شکیبایی و راضی بودن به قضا و قدر الهی می‌پردازد. به ما می‌گوید که اعمال و رفتار ما باید در زمان مناسب انجام گیرد و باید راضی باشیم به آنچه که خدا به ما می‌دهد، چه خوب باشد چه بد. عمر انسان فقط در لحظه‌ای خاص معنا پیدا می‌کند و باید ارزش هر نفس را درک کنیم و از آن بهره‌برداری کنیم. نویسنده تاکید می‌کند که در مسیر عشق و ایمان، باید با مشکلات و بلاها صبر کنیم و به خداوند روی آوریم و راضی به حکمت او باشیم. در نهایت، به ما هشدار می‌دهد که نباید از روی برگردانیم و در مواجهه با ناملایمات، ایمان خود را حفظ کنیم.