نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۷ - وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلّا وارِدُها کانَ علی رَبِّکَ حَتْماً مَقْضیّاً سنایی

سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

روزی از روزها به راهگذر

خرکی بر دکان آهنگر

از قضا می‌گذشت با هیمه

شرری جَست از یکی نیمه

هیمه آتش گرفت‌، یکسر سوخت

آخرالامر در میان خر سوخت

چون تو با هیمه بر سقر گذری

عجب ار بگذری و جان ببری

نگذری زانکه بس گرانباری

بر بار گران گرفتاری

خوردن و خفتن است عادت تو

بهره‌ات این است از سعادت‌، تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، داستانی درباره خرکی روایت می‌شود که از کنار دکان آهنگر می‌گذرد و به‌طور ناگهانی هیزمی از آنجا پیدا می‌کند که آتش می‌گیرد و در نهایت خر را می‌سوزاند. این داستان به نوعی به زندگی انسان‌ها اشاره دارد که مانند آن خر، اگر از مشکلات و خطرات عبور نکنند، ممکن است در نهایت دچار عواقب وخیمی شوند. شاعر همچنین به عادت‌های روزمره انسان‌ها اشاره می‌کند که بیشتر مشغول خوردن و خوابیدن هستند و در این حالت از سعادت واقعی خود غافل‌اند. در واقع، پیام شعر بر اهمیت بیداری و آگاهی در زندگی تأکید می‌کند.