بخش ۶۹ - فصل فی الرزق سنایی
سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
آنکه جان آفرید، روزی داد
شوربختی و نیکروزی داد
روزی از وی طلب، نه از مکسب
از فلک جوی مه، نه از نَخشَب
غم روزی مخور که خود برسد
به خردمند و بیخرد برسد
روزی خود به پر چرخ کبود
نتواند کسی به جهد افزود
پیش هر ناکس و خسیس و بخیل
از پی نان مباش خوار و ذلیل
خویش را زآفتاب سایه نمای
همچو کیوان، بلند پایه نمای
تن مپرور که جای او گورست
خورش کرم و روزی مور است
روح پرور اگر خرد داری
هان و هان ضایعش بنگذاری
چون که آندَم به وقت کار آید
روح باشد که در شمار آید
روح نوریست زان ولایت پاک
که تعلق گرفت با این خاک
پرتو نور فیض ربّانی است
گرچه محبوس جسم ظلمانی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی مفهوم روزی و ارتباط آن با خدا و خود انسان میپردازد. شاعر بیان میکند که روزی به دست خداوند داده میشود و نباید به دنبالش در دنیا و از دیگران انتظار داشت. همچنین، نیکبختی و بدبختی نیز از طرف خدا تعیین میشود. انسان باید به جای درخواست روزی از افراد ناتوان و بخیل، به خداوند توکل کند و از ارزشهای انسانی و معنوی خود محافظت کند. او همچنین تاکید دارد که روح انسان مهمتر از جسم است و باید به آن توجه بیشتری شود. روح را نور میداند که از عالم پاک نشأت میگیرد و در این دنیا محبوس است.