نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۸ سیف فرغانی

سیف فرغانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

گشت روی زمین چو صحن بهشت

از رخ خوب یار حور سرشت

دیده از دل کن وببین دیدار

ای قصارای همت تو بهشت

بر گل از روی لاله رخ که نمود

بر مه از مشک سوده خط که نوشت

حسن رویش زخط نگردد کم

رخ ماه از کلف نگردد زشت

یار من در میانه خوبان

همچو لاله است در میانه کشت

بر رخ لاله رنگ او خالیست

همچو نقطه بر آتش از انگشت

عشق او در دل آن اثر دارد

کآب در خاک و آتش اندر خشت

چون منی ذکر غیر او نکند

کرم قز ریسمان نداند رشت

دل نگهدار سیف فرغانی

زآنکه در کعبه بت نشاید هشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و او را با عناصر طبیعی و زیبا مقایسه می‌کند. شاعر تشبیه می‌کند که زمین مانند بهشتی است که زیبایی یار در آن جلوه‌گری می‌کند. او زیبایی معشوق را در میان دیگران ستایش می‌کند و می‌گوید که عشق او در دلش مانند آب در خاک و آتش در خشت تأثیرگذار است. در نهایت، شاعر به اهمیت و قداست از عشق خود اشاره کرده و هشدار می‌دهد که باید مراقب دل بودن نسبت به معشوق باشد.