شمارهٔ ۱۲۸ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا تا دل شد اندر کار رویت
بصد شادی شدم غمخوار رویت
مرا گر دست گیری جای آنست
که حیران مانده ام در کار رویت
برد ارزان مکن نرخ دل و جان
بحسن ار تیز شد بازار رویت
بهر دم صورتی در خاطر آید
مرا از لفظ معنی دار رویت
اگر تو پرده برداری از آن روی
نگنجد در جهان انوار رویت
وگر نه زلف تو بودی نماندی
نهفته بر کسی اسرار رویت
وگرچه خاک را زر کرد خورشید
ندارد سکه دینار رویت
ز روی تو بعالم در اثر هاست
بهار آنک یکی ز آثار رویت
مرو ای سیف فرغانیت قربان
بیا ای عید من دیدار رویت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و جذابیت معشوق است. شاعر از زیبایی و روشنایی روی معشوق سخن میگوید و بیان میکند که عشق او باعث شادی و غم در دلش شده است. او از معشوق درخواست میکند که او را در این مسیر راهنمایی کند و به او دست یاری دهد، زیرا در حیرت و سردرگمی است. شاعر همچنین به ارزش و اهمیت روی معشوق اشاره کرده و میگوید که زیبایی او فراتر از هر چیز دیگری در جهان است. در نهایت، او از معشوق میخواهد که به او نزدیک شود و دیدار او را جشن بگیرد، زیرا دیدار معشوق برایش مانند عید است.