شمارهٔ ۱۲۹ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بهشت روح شد گلزار رویت
امید عاشقان دیدار رویت
ندانستم که لطف صنع ایزد
بحسن اینجا رساند کار رویت
زمین را ذرها خورشید گردد
اگر بروی فتد انوار رویت
لبانت شکر مصر جمالت
زبانت بلبل گلزار رویت
گل سوری چو خار اندر گلستان
بها ناورد در بازار رویت
بدیدم از درست ماه بیش است
عیار حسن در دینار رویت
مه نو کو مدد دارد ز خورشید
نگردد بدر بی تیمار رویت
فروغ شمع مه پشت زمین را
نگیرد جز باستظهار رویت
بجز آیینه ارواح عشاق
نداند هیچ کس مقدار رویت
ترا بیند نظر در هر چه دارد
کسی کو کسب کرد اسرار رویت
ببین چون سیف فرغانی جهانی
چو چشم تو شده بیمار رویت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت فردی خاص اشاره دارد که برای عاشقان خود امید و آرزوست. شاعر به توصیف ویژگیهای بینظیر معشوق میپردازد و بیان میکند که هیچچیز نمیتواند به عظمت و زیبایی او نزدیک شود. در اینجا، معشوق به مثابه منبع نور و زیبایی توصیف میشود که دیگران را مجذوب خود میکند و اشتیاقشان را برمیانگیزد. در نهایت، شاعر نشان میدهد که هیچکس نمیتواند به درستی قدر و منزلت این معشوق را درک کند جز آنکه در جستجوی آن بوده باشد.