شمارهٔ ۱۶۱ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
مه نکویی زروی او دارد
شب سیاهی زموی او دارد
خود بدین چشم چون توان دیدن
آنچه از حسن روی او دارد
از سر کوی او بکعبه مرو
کعبه خانه بکوی او دارد
گل ببستان جمال ازو گیرد
مشک درنافه بوی او دارد
نه تو تنهاش آرزومندی
هرچه هست آرزوی او دارد
ذره گر در هوا کند حرکت
هوس جست و جوی او دارد
ناله بلبل از پی گل نیست
روز و شب گفت و گوی او دارد
من بجان مایلم بدان عاشق
که دلش میل سوی او دارد
سیف از گریه خاک را تر کرد
آبها سر بجوی او دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و احساس عشق و longing را منتقل میکند. شاعر به توصیف ویژگیهای معشوق، مثل زیبایی صورت و بوی خوش او پرداخته و نشان میدهد که این عشق نه تنها در دل خود شاعر بلکه در دل تمام موجودات عالم وجود دارد. در واقع، تمام زیباییها و نعمتها از معشوق سرچشمه میگیرد و حتی وقتی که ذرهای در هوا حرکت میکند، آرزوی او را در دل دارد. شاعر میگوید که دلش به سوی این عشق مایل است و در نهایت عشق و longing را به تصویر میکشد.