نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۲ سیف فرغانی

سیف فرغانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

اگر بخت و اقبال یاری کند

مرا یار من غمگساری کند

درین کار اگر یار باید مرا

جز او کس نخواهم که یاری کند

چو بر آسمان اسب یابد مسیح

چرا بر زمین خر سواری کند

تو آنی که بی شمع رویت مرا

چراغ فلک خانه تاری کند

گر از رنگ و بوی تو یابد مدد

دی اندر زمستان بهاری کند

ز دست تو ای جان چو آب حیات

شراب اجل خوشگواری کند

ولی بی گل روی تو سیف را

مژه در ره چشم خاری کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر longing و آرزوی شاعر برای دستیابی به یک معشوق است که بتواند غم‌ها و دل‌تنگی‌هایش را برطرف کند. شاعر می‌گوید که اگر تقدیر به او کمک کند، تنها یاری که در زندگی خود می‌خواهد، همین معشوق است. او به زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که وجود او مانند نوری در تاریکی است و بدون او، زندگی کسل‌کننده و پر از درد است. در نهایت، شاعر این احساس را بیان می‌کند که اگرچه معشوقش زندگی‌بخش است، بدون حضور او حتی زیبایی‌های دنیا نیز به نوعی دردآور و خالی به نظر می‌رسد.