شمارهٔ ۳۵۰ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
تنی داری بسان خرمن گل
عرق از وی روان چون روغن گل
صبا از رشک اندام چو آبت
فگنده آتش اندر خرمن گل
چمن از خجلت روی چو ماهت
شکسته چون بنفشه گردن گل
گر از رویت بهار آگاه باشد
پشیمان گردد از آوردن گل
بسیل تیره ابر نوبهاری
بریزد آب روی روشن گل
غم تو در گریبان دل من
چو خار آویخته در دامن گل
منم از خوردن غمهای تو شاد
چو زنبور عسل از خوردن گل
اگر از خاک کویت بو بگیرد
قبای غنچه و پیراهن گل
چو در برگ از خزان زردی فزاید
ز روح نامیه اندر تن گل
مها از سیف فرغانی میازار
نخواهد عندلیب آزردن گل
گلت را همچو بلبل دوست دارست
جعل باشد نه بلبل دشمن گل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف محبوبی میپردازد که زیبایی و جذابیت او شبیه گلهاست. بدن او مانند گلها لطیف و عرق او مانند روغن گل طبیعی و آرامشبخش است. همچنین، در توصیف او به شکلی شاعرانه به احساسات خود و غمهای ناشی از دوری اشاره میکند. شاعر همچنین میگوید که غم محبوبش در دل او مانند خار آویخته است و او از تجربه این غم لذت میبرد، شبیه زنبوری که از شهد گلها خوشحال است. در نهایت، شاعر به محبت پرندهای مانند بلبل اشاره میکند که در پی جلوگیری از آسیب به گلهاست، و میگوید که محبت و صمیمیت واقعی نباید تبدیل به دشمنی شود.