شمارهٔ ۳۵۲ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چو بیند روی تو ای نازنین گل
کند بر تو هزاران آفرین گل
تو با این حسن اگر در گلشن آیی
نهد پیش رخت رو بر زمین گل
اگر بلبل کند ذکر تو در باغ
ز نامت نقش گیرد چون نگین گل
چو از ذکر لبت شیرین کند کام
شود در حلق زنبور انگبین گل
گلی تو از گریبان تا بدامن
بهر جانب بریز از آستین گل
اگر در خانه گل خواهی بهر وقت
برو آینه برگیر و ببین گل
ندارد باغ جنت همچو تو سرو
نباشد شاخ طوبی را چنین گل
برنگ و بو چو تو نبود که چون تو
خط و خالی ندارد عنبرین گل
اگر با من نشینی عیب نبود
که دایم خار دارد همنشین گل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود میپردازد و او را به گل تشبیه میکند. او میگوید که وقتی روی زیبا و نازنین او را میبیند، هزاران بار تحسینش میکند. شاعر به قدرت زیباییاش اشاره میکند و اینکه اگر در گلشن حاضر شود، تمام گلها بر روی زمین خواهند افتاد. او همچنین از بلبل و زنبور عسل یاد میکند که از زیبایی و عشق او میگویند و از آن لذت میبرند. شاعر در ادامه به توصیف جمال او میپردازد و میگوید که هیچ باغی به اندازه او زیبا نیست و حتی در بهشت هم نظیر او یافت نمیشود. در پایان، شاعر با ابراز عشق و دوستی، از زیباییهای معشوق خود صحبت میکند و میگوید که نشستن با او عیبی ندارد، چراکه همیشه خارهایی دارد که نشان از پیچیدگی و زیبایی عشق دارد.