شمارهٔ ۳۷۳ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نگارا با رخ خوبت نه من تنها هوس دارم
برای شکری چون تو چو خود چندین مگس دارم
سعادت درد عشق تو بصاحب دولتان بخشد
مرا آن بخت خود نبود ولیکن این هوس دارم
بهای گوهر وصلت نباشد پادشاهانرا
مرا آن کی شود حاصل که جانی دست رس دارم
نظر کردم بهر کویی سگی چندین کسان دارد
بنزد آنکه کس باشد سگم گر جز تو کس دارم
ببوسه وعده یی کردی برآمد سالها تا من
ببوی آن شکرجانی چو طوطی در قفس دارم
میان وصل و هجر امروز چون صبحست حال من
ز پیشم شب چه می بینی که خورشیدی ز پس دارم
عجب نبود گر از شعرم بمردم در فتد شوری
دلم با عشق تو گرمست و سوزی در نفس دارم
ز عشقت خاک اران را بآب چشم تر کردم
من مسکین ندانستم که در دیده ارس دارم
بذکر سیف فرغانی سخن را گر بیالایم
سزد تا مستمع داند که من در آب خس دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشقی عمیق و پرشور اشاره دارد که به معشوقش، نگارا، ابراز میکند. او بیان میکند که با وجود عدم دسترسی به عشق واقعی، هوس و آرزوی وصال او را دارد. شاعر به مقام و ثروت نمیاندیشد و عشق را ارزشمندتر از آن میداند. در ادامه، او از درد و رنجهای ناشی از دوری و انتظار سخن میگوید و با اشاره به احساساتش، اهمیت عشق را در زندگیاش نشان میدهد. در نهایت، او به عمق احساساتش میپردازد و بیان میکند که عشقش چه تأثیری بر او گذاشته است.