نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۱ سیف فرغانی

سیف فرغانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

نبات خطت گرد لب رسته چیست

زمرد ز لعلت شکرچین شده

از اندام تو هست پیراهنت

شب و روز حمال نسرین شده

بنفشه خطی روی تو گلشنی است

درو لاله را خال مشکین شده

صبا چون بر آن زلف کرده گذر

مشام جهان عنبرآگین شده

کلیم سخن گوی عشق ترا

سر کوی تو طور سینین شده

تو آب حیاتی ز مهر تو سیف

چو اسکندر از روم تا چین شده

چو روی تو از حسن رنگین شده

مرا در سر تو دل و دین شده

ز خون دلم باز عشق ترا

چو کبک است منقار رنگین شده

الف قدی و زلف تا پای تو

شکن در شکن چون سر سین شده

مرا همچو فرهاد در کام جان

غم خوشگوار تو شیرین شده

جهان جمالی تو و کی بود

که خود را ببینم جهان بین شده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از توصیف زیبایی و جذابیت‌های معشوق سخن می‌گوید. شاعر با به کارگیری تصاویری زیبا نوجوانی و شگفتی معشوق را توصیف کرده و به ویژگی‌های ظاهری و سیرت او پرداخته است. او تعبیر می‌کند که زیبایی معشوق چنان است که همه چیز در عالم تحت تأثیر آن قرار می‌گیرد و حتی عشق نسبت به او برای شاعر جان‌فزا و دلنشین است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که معشوقش درخشندگی و جذابیتی دارد که زندگی او را تغییر داده و به جهانی پر از عشق و زیبایی تبدیل کرده است.