شمارهٔ ۵۸ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دلبری کز لطف گویی بر تنش جان غالبست
حسن بر رویش چو نزهت بر گلستان غالبست
نیکوان را بر بدن غالب بود اوصاف روح
بر بهشتی گرچه تن دارد ولی جان غالبست
ملک سلطانیست او را در جمال و حسن از آن
عشق او بر بنده چون بر ملک سلطان غالبست
آب حیوانست مضمر در لب لعلش ولیک
چون سخن گوید شکر بر آب حیوان غالبست
گرچه در دعوی خوبی ماه را حجت قویست
آفتاب روی او بر وی ببرهان غالبست
ور مرا از وی نداند کس عجب نبود ازآنک
هرکه چیزی دوست می دارد برو آن غالبست
گرچه در انعام عام او تأمل میکنم
بار جای وصل بر من خوف هجران غالبست
چون زنان پوشیده باید داشت از نامحرمان
آنچه از اسرار او بر جان مردان غالبست
سیف فرغانی ز درد عشق او احوال خویش
با گروهی گو که این حالت برایشان غالبست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و تاثیر عمیق او را بر دل و جان عاشق به تصویر میکشد. شاعر به توصیف حسن و جمال معشوق میپردازد که بر دیگر زیباییها غلبه دارد. او به قدرت عشق اشاره میکند که مانند سلطانی بر دل بنده فرمانروایی میکند و احساسات عمیق انسانی را بیان میکند. احساس عشق و محبت را همچون آبی زلال در لبهای معشوق میبیند که وقتی سخن میگوید به شکر تبدیل میشود. شاعر همچنین به ترس از جدایی و هجران اشاره میکند و میگوید که عشق او را دردی مشترک بین همه عاشقان کرده است. به طور کلی، شعر به زیباییهای معشوق و قدرت عشق و احساسات عمیق انسانی میپردازد.