شمارهٔ ۱۱۹ شاهدی
ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا مردمک دیده من حسن تو دیده
دیگر رقمی از اثر خواب ندیده
با نور رخت مجلس ما ساز منور
ای چشم و چراغ من و ای نور دو دیده
از باغ جمال تو خجل گشته ریاحین
تا خط تو بر گرد گل و لاله دمیده
آیا برسد بر اثر نعل سمندت
این خیل سرشکم که همه عمر دویده
اندر عجبم زاهد آن چشم که شیران
از سهم خدنگ مژهاش جمله رمیده
منکر مشو ای شیخ ز افغان دل چنگ
هست از رگ جان ناله آن پیر خمیده
ای شاهدی از نظم تو جانها به سماعند
زیرا که بود میوه خوش طعم رسیده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به زیبایی و عشق اشاره دارد و از حسن و زیبایی معشوق سخن میگوید. شاعر از روشنایی چهره معشوق و تأثیر آن بر زندگیاش میگوید و احساس خجلت گلها را در باغ زیبایی او توصیف میکند. او به شوق و عشق میپردازد و به زاهدان و مجاهدانی که از زیبایی معشوق هراسانند، اشاره میکند. در نهایت، شاعر بر اهمیت وجود معشوق و تأثیرش بر روح و جان انسانها تأکید میکند، و به نوعی، عشق به زیبایی را ستایش میکند.