شمارهٔ ۱۱۸ شاهدی
ابراهیم شاهدی دده / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خطت طعنه بر مشک و عنبرزده
قدت سرو را سایه بر سر زده
دو چشمت به مستی و غارت گری
به هر گوشه ملکی به هم بر زده
ز شوق دو لعل شکر بار تو
مگس را ببین دست بر سر زده
خجلت شده بدر بر مه هلال
به رویت چو لاف برابر زده
به شاهی معارض شده شاهدی
شده منفعل زو و بر در زده
ولیکن به اکسیر الفاظ پاک
سبق برده و سکه بر زر زده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تجلیل از زیبایی و جذابیت معشوقه میپردازد. شاعر به مقایسه زیبایی معشوق با عناصر طبیعی و ارزشمند پرداخته و از جذابیت چشمان او سخن میگوید. او به طعنه به مشک و عنبر اشاره کرده و به قد زیبای او که همچون سرو است، اشاره میکند. همچنین، شور و شوقی که در دل دارد، آنقدر زیاد است که حتی مگسها به سمت او جذب میشوند. شاعر به خجلتی که ماه در برابر زیبایی او احساس میکند، اشاره کرده و از زیبایی معشوق به عنوان شاهی بر فضای دلانگیز عشق سخن میگوید. در نهایت، او به ارزشمند بودن احساسات و کلمات خود در توصیف معشوق اشاره میکند.